تبليغاتX
09123414882

09123414882

تدریس خصوصی ریاضی از ابتدایی تادانشگاه باماباشید

e8

‬ریاضیدان و دانشمند برجسته علوم رایانه پس از چهار سال همكاری فشرده با ترسیم نقشه E۸، ‬موفق به حل یكی از بزرگترین و پیچیده‌ترین ساختارها در ریاضی شدند.

 ۱۸‬ریاضیدان و دانشمند برجسته علوم رایانه پس از چهار سال همكاری فشرده با ترسیم نقشه E۸، ‬موفق به حل یكی از بزرگترین و پیچیده‌ترین ساختارها در ریاضی شدند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، جفری آدامز سرپرست این گروه و استاد ریاضی دانشگاه مریلند می‌گوید ‪ E۸‬بیش از یك قرن پیش در سال ‪۱۸۸۷‬ كشف شد و تاكنون هیچ كس گمان نمی‌كرد این ساختار قابل فهم باشد.
آدامز گفت این دستاورد از نظر پیشرفت در علوم پایه و پیشرفتی بزرگ در استفاده از محاسبات در مقیاس بزرگ برای حل مسائل پیچیده ریاضی بااهمیت است.
ترسیم نقشه ‪ E۸‬كاربردهای پیش بینی نشده‌ای در ریاضی و فیزیك خواهد شد كه سالها بعد نمود خواهد یافت.
‪ E۸‬كه به "گروههای لای" تعلق دارد اختراع یك ریاضی دان نروژی به نام سوفوس لای است كه در قرن نوزدهم برای مطالعه تقارن ابداع شد.
براساس این فرضیه تحت هر جسم متقارنی مانند كره یك "گروه لای" وجود دارد.
كره، استوانه یا مخروط نمونه‌های آشنای اجسام متقارن سه بعدی هستند.
اما ریاضیدانان تقارن را در ابعاد بالاتر مطالعه می‌كنند. در واقع ‪ E۸‬خود ‪ ۲۴۸‬بعد دارد.
دانشمندان برای نشان دادن بزرگی محاسبه "ای هشت"، آن را با طرح ژنوم انسان مقایسه می‌كنند.
ژنوم انسان كه حاوی تمام اطلاعات ژنتیكی یك سلول است كمتر از یك گیگابایت حجم دارد نتیجه محاسبه "ای هشت" حاوی تمام اطلاعات در مورد آن ‪۶۰‬ گیگابایت حجم دارد.
این میزان معادل ذخیره ‪ ۴۵‬روز موسیقی در فرمت ام پی تری است. اگر پاسخ بر روی كاغذ نوشته شود فضایی به اندازه مانهاتان را می‌پوشاند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:18  توسط امیرعلی  | 

اگر
2+3=10

7+2=63

6+5=66

8+4=96

پس,


9+7=؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:13  توسط امیرعلی  | 

فرض كنيد :
- ۱۰۰ نفر آدم با هوش در يك سالن زنداني هستند.
- حداقل يك نفر و حداكثر همه آنها داراي يك خال بر روي صورتشان هستند.
- هيچ كدام از اين افراد نمي دانند كه آيا خود داراي خال هستند يا نه.
- به آنها گفته شده كه به ازاي هر آدم خال دار يك شبانه روز ( نه كمتر و نه بيشتر) مهلت دارند كه آدم هاي خال دار از سالن بيرون بيايند.
- اين افراد نمي توانند هيچ ارتباطي با افراد ديگر موجود در سالن برقرار كنند.
- تنها ارتباط موجود ديدن صورت افراد ديگر است.
- به هيچ امكاني هم دسترسي ندارند كه صورت خود را ببينند.
- خلاصه پيغام و پيام و آينه و .... ممنوع است.
- تعداد افراد خال دار معلوم نيست.
سؤال : با چه روشي ممكن است كه فقط افراد خال دار در پايان مهلت تعيين شده (n روز به ازاي n خال دار) از سالن خارج شوند؟
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:12  توسط امیرعلی  | 

۱) لطفا خودتان را معرفی کنید:

من زهرا گویا هستم، ۵۳ ساله و ساکن تهران. تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در کرمانشاه گذراندم ( متولد ملایر هستم ولی کرمانشاهی هستم.) یک سال دانشکده علوم دانشگاه کرمانشاه بودم، سال ۵۳ ازدواج کردم، رفتم بوستون تا اول ۵۸ و لیسانس را در آنجا گرفتم، فوق لیسانسم نیز در حال اتمام بود که در فروردین ۵۸ به ایران برگشتم. صاحب دو فرزند هستم، سال ۶۳ به کانادا رفتم و مجددا در دوره آموزش ریاضی شرکت کردم و دکترای آموزش ریاضی را نیز از کانادا و دانشگاه ایالتی بریتیش کلمبیا گرفتم.

۲) شما سردبیر مجله رشد آموزش ریاضی هستید، در این نشریه به دنبال چه اهدافی هستید ؟

من از سال ۷۵ سردبیر مجله بودم، الان (اسفند ۸۶) شماره بهار مجله منتشر شده که به نوعی بزرگداشت مرحوم کاردان است. اهداف مجله، اهداف توسعه آموزش ریاضی است، نه ریاضی، چرا که افراد دیگری و مجلات دیگری هستند که تا الان هم هستند و خوب هم فعالیت میکنند. مجلات رشد در کل آموزش موضوع مورد نظر خود را دنبال میکنند. تمرکز ما در مجله رشد آموزش ریاضی بر روی آموزش ریاضی به عنوان یک حوزه دیسیپلین بوده است و مسائل حیطه یادگیری و یاددهی ریاضی را مورد بحث قرار میدهد.

۳) دبیران ریاضی به چه میزان با شما و از طریق نشریه در ارتباط هستند، بازخورد شما از فعالیت های مجله از گروه هدف خود به چه شکل است ؟

معیار و محک من برای قصاوت در این مورد نامه هایی است که دریافت میکنیم از مخاطبانمان. که خدا را شکر به طور خیلی چشمگیری افزایش پیدا کرده است. اگر شما صفحات انتهایی مجله را ببینید، ما فقط اسم افرادی را که به ما نامه ارسال کرده اند را مینویسیم. تقریبا در هر شماره مجله که الان به روز هست (قبلا مشکلاتی در چاپ و توزیع داشتیم ولی الان به مدت سه سال است که نشریه به روز منتظر میشود) بدون اغراق میتوان گفت حدود ۳۵ اسم را منتشر خواهیم کرد که به مجله نامه ارسال کرده اند و این خود به نوعی مبین این است که مجله مورد استفاده مخاطبین خود قرار گرفته است که با ما مکاتبه میکنند. یک ویژگی که خیلی چشمگیر بود این است که ما از دورترین نقاط کشور نامه داریم. خیلی دور، من حتی نام خیلی از شهرهای ایران را از طریق نامه هایی که به مجله ارسال میشد یادگرفتم . به طور مثال از استان بوشهر و از شهر بندرریگ ما نامه داشتیم ولی متاسفانه در تهران ما کمترین مشترک را داریم و کمترین استقبال. بنده اطلاعی از میزان و حوزه جغرافیایی مخاطبان سایر محلات رشد ندارم، ولی حدس میزنم بقیه مجلات نیز به همین شکل باشد. خوشبختانه ما مخاطب درست خود را در خارج از تهران پیدا کردیم. در تهران با گرفتاریهای یک کلان شهر شاید مخاطبان ما فرصت کمتری داشته باشند به گونه ای که برخی از شرکت کنندگان در کنفرانس های آموزش ریاضی بی اطلاعی خود را از مجله اعلام میکنند. نقد هایی که برای ما ارسال میشود به نوعی مبین مطالعه مجله توسط مخاطبان خود است چرا که تا کسی چیزی را نخواند نمیتواند آن نوشته را نقد کند. ما از پارسال در نشریه ستونی را ایجاد کردیم تحت عنوان دیدگاه و به انعکاس دیدگاه هایی پرداختیم که به دست ما میرسد که از لحاظ کمی و کیفی قابل توجه است و ما در این ستون نظرات مخاطبان را بدون ویرایش درج میکنیم .

۴) تا به حال به سایت ما ( گروه معلمان ریاضی راهنمایی ) سر زده اید؟

یک بار، دوسال گذشته فکر کنم !!! یکی از دبیران شیراز ( احتمالا آقای راستی زاده ) به من گفتند و بعد از آن متاسفانه نه!!! ( صادقانه بگویم )

۵) اگر دبیران بخواهند با شما در حیطه فعالیت هاییتان در مجله ارتباط برقرار کنند، به چه شکل میتوانند؟

نشریه دارای وبسایت مشخص و آدرس ایمیل مشخص است، مدیر داخلی آن مشخص است. دانشگاه شهید بهشتی هستم. همیشه هم در دانشگاه هستم مگر اینکه به مسافرت رفته باشم.

۶) ما در گروه معلمان، هر سال را تحت عنوان یک نام نامگذاری میکنیم و در آن سال به بحث در مورد آن عنوان بیشتر خواهیم پرداخت، که امسال سال ارزشیابی نامگذاری شد. با توجه به نامگذاری سال ارزشیابی، شما سیستم ارزشیابی فعلی را چقدر در ارزیابی میزان یادگیری دانش آموزان کارامد میدانید؟

چرا شما امسال را سال ارزشیابی نامیدید؟ (سوال را به خودتان برگردانم). چه ضرورتی باعث شد که به این نام برسید. (بنده در پاسخ گفتم که: نظر همه دبیران بر این نامگذاری بود و سال ارزشیابی نامگذاری شد.) لابد ضرورتی وجود داشته که شما این سال را ارزشیابی نامیده اید. هدف نهایی شما چیست؟ طرح نهایی؟ نوشتن مقاله؟ ، به نظر من میتوانید از این فرآیند استفاده کنید و به عنوان یک طرح و مقاله منتشر کنید. شما میتوانید به بهانه های مختلف فعالیت های خوبی را انجام دهید. روز خیام که فعالیت های گسترده ای در سراسر کشور انجام میشود، قبل از آن هفته معلم است که میتوانید کارهایی انجام دهید و عرضه کنید و در آخر کنفرانس های آموزش ریاضی هستند که متوانید فعالیت ها و نظرات خود را در قالب مقاله ارائه کنید، شما میتوانید از کنفرانس بخواهید که برای شما فضایی ایجاد کند که اقدام به برگزاری یک نشست و یا کارگاه داشته باشید یا سخنران مدعو داشته باشید و یا به نوعی خودتان را فعالتر کنید میتوانید بالاجبار کارهای خوبی را به ثمر برسانید، چرا که انسان وقتی در تقابل با دیگران قرار میگیرد و قرار است بهترین کار خود را عرضه کند، طبیعی است که این خود باعث میشود یک کار مطالعاتی انجام دهد و کم کم یک هسته مطالعاتی تشکیل میدهید و از دیگران کمک میگیرید و تبادل علمی برقرار میکنید. به نظر من وقتی این نامگذاری مفید واقع میشود که بتوانید از درون آن چند کار بیرون بیایید که موجب ارتقاء سطح تدریس شما شود. ( امسال گروه معلمان ریاضی راهنمایی مقاله ای تحت عنوان ” وبلاگ گروهی ، تجربه ای موفق در توسعه حرفه ای دبیران ریاضی ” را به کنفرانس یزد ارسال کرده است).
دکتر گویا : شما به چه شکل با همدیگر ارتباط دارید و بیشتر از بوشهر هستید ؟
بنده : ما همگی از طریق اینترنت و همان سایت گروه معلمان با هم در ارتباط هستیم. نه معلمانی که در گروه با ما فعالیت میکنند از همه نقاط کشور هستند.
۷) یکی از پایه هایی که افت تحصیلی بیشتر از بقیه پایه ها در آن مشاهده میشود ، کلاس اول دبیرستان است ، شما دلیل آن را چه میدانید ؟

من قصد ندارم کسی را مقصر معرفی کنم. وضعیت نیز به همین سادگی مشخص نمیشود، بالاخره مجموعه عوال اثر میگذارند تا یک موقعیت را به وجود می آورند . کتاب ریاضی سال اول دبیرستان، از بحث انگیزترین کتاب های مدرسه ای در طول سالها بوده است ، من فکر کنم دلایل بسیاری دارد که بخش از آن حتما به راهنمایی برمیگردد، بخش دیگر به ماهیت برنامه برمیگردد، نوع ارزشیابی، اهداف و انتظارات، چالش های آموزش متوسطه و خیلی از مسائل دیگر در ایجاد شرایط موجود دخیل هستند. به طور مثال فرض کنید ما بحران تکرار پایه را در ایران داشتیم، مدت های مدید ( چرا که خیلی پر هزینه است ) برای برون رفت از این به جای اینکه نگاهمان را به تدریس و یادگیری تغییر دهیم ، آمده ایم با حفظ همان نگاه جرح و تعدیل هایی ایجاد کردیم که الزاما نتیجه بهتری ندارد. ما در مقطع راهنمایی تبصره صفر داریم ( صفر مطلق)، که از سال ۸۱ عملیاتی شده است. دانش آموزش بدون دانستن هیچ چیزی در درس ریاضی میتواند وارد دبیرستان شود و ریاضی سال اول را بخواند که همه دانش آموزان میخوانند ( چرا که سال اول عمومی است) . تفاوت برنامه ای مقاطع نیز مسئله دیگری است . برنامه دوره دبیرستان و راهنمایی در فضایی جداگانه نوشته شده اند . فرض کنید هر دو برنامه عالی و بی نظیر باشند ولی گسسته از همدیگر هستند و ترتیب و توالی لازم را ندارند . بعضی از مطالب در کلاس اول دبیرستان ، بعضی از اهداف آن به نظر من شفاف نیستند و به چه منظور دانش آموز باید آنها را بخواند . مطالبی را دانش آموز باید بخواند به عنوان یک درس عمومی و نه یک درس اختصاصی . و در دوره راهنمایی هم ما با درس ریاضی راهنمایی بد رفتاری میکنیم . چرا که درس ریاضی راهنمایی یک درس عمومی است و ما به آن به عنوان یک درس تخصصی نگاه میکنیم . و خیلی مشکلات دیگر هستند که در این وقت کوتاه نمی گنجند .مجموعه عواملی هستند که منجر به این نتیجه میشوند و به نظر من غیر منصفانه است که ما یک عامل را از این مجموعه وسیع بکشیم بیرون و همه مشکلات را از آن بدانیم . این مشکل قابل مطالعه و بررسی می باشد .

8) چه منابعی را روی اینترنت برای مطالعه دبیران معرفی میکنید ؟

ما خیلی از این سایت ها را در مجله معرفی کرده ایم و باز هم معرفی خواهیم کرد تا آنجا که آنها را بشناسیم . من فکر میکنم اگر شما به آن سایت ها مراجعه کنید و از طریق لینک های آن سایت های خوبی را پیدا کنید . یکی از سایت های خوب را که در مجله معرفی کردیم ساست nctm است . چون مطالب مفیدی را به تفکیک پایه های تحصیلی در بر دارد و فعالیت هایی مناسب کلاس درس دارد ، توصیه هایی برای تدریس .

۹) لطفا خاطره ای از دوران تحصیل یا تدریس یا بطور کلی در حیطه آموزش ریاضی بیان کنید .

تدریس پر از خاطره است چرا که هر روز آن با روز بعد فرق میکند . موضوع خاصی را در ذهنم ندارم . طبیعی است که باید موضوعات خوشایند را مطرح کنم . ( سوال سختی است ، چرا که احتیاج به فکر کردن دارد .) شاید نتوانم خاطره مشخصی را مطرح کنم ، برداشت من از تدریس است که خاطره انگیز است . کلاس درس است که گاهی اوقات با خودم فکر میکنم موفق بوده ام یا نه . نگران هستم ، دغدغه دارم و دیگران آن را میپذیرند . ایتدای تدریسم بیشتر نگران بودم . هنوز هم هر جلسه تدریسم برایم یک واقعه است . هر دفعه فکر میکنم قرار است امروز حادثه ای در کلاس اتفاق بیافتد . خوشبختانه تا به حال تدریس برایم تکراری نشده است .

۱۰) اگر صحبت خاصی با دبیرانی که در گروه معلمان ریاضی راهنمایی فعالیت میکنند دارید، بفرمایید .

به هم اندیشی احترام بگذارید . راجع به هم اندیشی حرف نزنید . از همدیگر یاد بگیرید و به همدیگر یاد دهید و این کار اصلا ساده نیست .راجع به هم اندیشی و فعالیت های جمعی صحبت کردن کار راحتی است و نه عمل به آن . و این را بدانید که مخاطب شما ذهن فعالی دارد ، نان گندم را اگر نخورده ولی در دست مردم دیده است ، با تکنولوژی آشنا است حتی در دور افتاده ترین نقاط ایران تا در مدرنترین کلان شهر های ایران . تکنولوژی را میشناسد ، مهم نیست که در دسترس دارد یا نه ، سطح توقع او بالا رفته است . مرعوب کردن دانش آموزش هیچ لطفی برای معلم ندارد . کلاس درس اگر برای شمای معلم جالب نباشد ، کسالت آور خواهد بود . من نمیتوانم کلاس درس غیر جالب خودم را تحمل کنم ، چرا باید توقع داشته باشیم ۴۰ نفر دیگر کلاس من را تحمل کنند .

۱۱) اگر بخواهیم با همکاران خارج از کشور ارتباط برقرار کنیم تا بتوانیم از تجارب آنها استفاده کنیم ، کدام کشور را پیشنهاد میکنید؟

شما دو سطح کاملا متفاوت را بررسی میکنید. اول سطحی است که تحقیقات آموزش ریاضی در آن زمینه انجام میشود که از طریق مجلات میتوانید پیدا کرده و مطالعه کنید . سطح دوم چیزی است که در واقعیت کلاس درس اتفاق می افتد ، سیستمی نیست و بیش از اینکه سیستمی باشد بستگی به معلم دارد و سطح انتظارات جامعه از معلم ها است . شما معلم های مناسب را پیدا کنید ، معلم هایی که حرف نو برای گفتن دارند ، میتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید و از تجارب آنها استفاده کنید .

۱۲ ) وضعیت ادامه تحصیل در رشته آموزش ریاضی در کشور ما به چه گونه است ؟

دانشگاه دولتی خیلی محدود، دانشگاه آزاد خیلی فراوان. به نظر من بعد از اخذ هر مدرک تحصیلی چند سال تدریس کنید. برای رشته های آموزشی عجله نکنید. چرا که تجربه آن ارزش فراوان دارد و متکی بر همین تجارب است. دانشگاه شهید بهشتی در مقطع فوق و دکترا در رشته آموزش ریاضی دانشجو می پذیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:7  توسط امیرعلی  | 

» هندسه های نااقلیدسی-قسمت دوم

لبخند ریاضی

گئوس اولین شخصی بود که بطور کامل موفق به درک هندسه ی نااقلیدسی شد. یعنی همان چیزی که ارستو قرن ها قبل بوجود آمدن آن را پیش بینی کرده بود، ارستو مینویسد:« ذات مثلث نهفته در مجموع زاویه های آن است این مجموع میتواند برابر با دو زاویه ی قائمه، بزرگتر و یا کوچکتر از [...]

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:6  توسط امیرعلی  | 

چرا باید ریاضیات بخوانیم؟     (ولادیمر ارنولد)

 

چرا باید ریاضیات بخوانیم؟راجر بیکن فیلسوف انگلیسی در سال 1267 میلادی پاسخ این سوال را چنین داده است:((کسی این کار را نکند نمیتواند چیزی از بقیه علوم و هر آنچه دراین جهان است بفهمد...چیزی که بدتر است این است که کسانی که ریاضیات نمیدانند به جهالت خودشان پی نمی برند ودر نتیجه در پی چاره جویی بر نمی آیند.))

می توانم همین جا سخنرانیم را پایان دهم اما ممکن است بعضیها فکر کنند که شاید خیلی چیزها در هفت قرن گذشته تغییر کرده باشد....

شاهدی تازه تر می آورم پال دیراک از خالقان مکانیک کوانتومی معتقد است که وقتی تئوری فیزیکی ای را پایه ریزی می کنید نبایدبه هیچ شهود فیزیکی ای اعتماد کنید.پس به چه چیزی اعتماد کنید؟به گفته ی این فیزیکدان مشهور فقط به برنامه ای متکی بر ریاضیات _ولو اینکه در نگاه اول ربطی به فیزیک نداشته باشد.

در حقیقت در فیزیک تمامی ایده های صرفا فیزیکی رایج در ابتدای این قرن را کنار گذاشته اند در حالی که الگوهای ریاضی ای که به زرادخانه فیزیکدان ها راه یافته اند به تدریج معنای فیزیکی یافته اند.در اینجاستکه قابل اعتماد بودن ریاضیات به روشنی رخ مینمایاند.

بنابراین الگوسازی ریاضی روشی پربار برای شناخت در علوم طبیعی است.اکنون می خواهیم الگوهای ریاضی را از نگاهی دیگر یعنی مسئله ی آموزش ریاضی بررسی کنیم.

 

سه روش اموزش ریاضیات

در اموزش ریاضیات روسی (هم در دبیرستان و هم در مقاطع بالاتر) ما پیرو نظام اموزشی اروپایی هستیم که بر اساس ((بورباکی ای سازی))ریاضیات بنا شده است (نیکلاس بورباکی نام مستعار گروهی از ریاضیدانان فرانسوی است که ازسال  1939  به انتشار مجموعه ای از کتابها دست زده اندکه در انها شاخه های اصلی ریاضیات جدید به طور اصولی_یعنی به روش اصل موضوعی براساس نظریه ی مجموعه ها_شرح داده شده است.)

اصولی کردن ریاضیات به نوعی تصنعی کردن آموزش آن منجر  می شود واین زیانی است که بورباکی ای سازی به آموزش ریاضیات وارد کرده است.نمونه ای شگرف مثال زیر است:

  از دانش آموز سال_دومی مدرسه ای در فرانسه پرسیده اند ((دو بعلاوه ی سه چقدر میشود؟)) پاسخ چنین بود ((چون جمع تعویض پذیر است می شود سه بعلاوه ی دو.))

پاسخی واقعا قابل تامل! کاملا درست است اما دانش آموزان حتی به جمع کردن ساده ی این دو عدد هم فکر نکرده اند زیرا در تعلیم انها تکیه بر ویژگی های عملها بوده است. در اروپا معلمان متوجه نارساییهای این روش شده اند و بورباکی ای سازی را کنار گذاشته اند.

طی چند سال گذشته آموزش ریاضیات روسی دستخوش تغییراتی به سبک آمریکایی شده است.اساس این سبک این اصل است: آنچه را که برای کاربردهای عملی لازم است آموزش بدهید.در نتیجه کسی که فکر می کند به ریاضیات احتیاجی نخواهد داشت اصلآ لازم نیست ان را بخواند.ریاضیات درسی اختیاری در دوره ی راهنمایی و دبیرستان است_مثلآ یک سوم دانش آموزان دبیرستانی جبر نمی خوانند.نتیجه ی این امر را در مثال زیر روشن کرده ایم:

در آزمونی برای دانش آموزان چهارده ساله ی آمریکایی از آنها خواسته شده بود که برآورد کنند (نه اینکه حساب کنند بلکه برآورد کنند) که اگر 80 درصد از عدد 120 رابرداریم این عدد چه تغییری می کند.سه نوع پاسخ را می توانستند انتخاب کنند: زیاد میشود،تغییری نمیکند،کمتر میشود.تقریبآ 30 درصد دانش آموزان سوال شونده پاسخ درست را برگزیده بودند.یعنی اینکه پاسخها را تصادفی انتخاب کرده بودند.نتیجه: هیچ کس هیچ چیز نمی داند.دومین ویژگی شاخص روش آموزش ریاضی آمریکایی،کامپیوتری کردن آن است.

جذابییت کار با کامپیوتر به خودی خود به گسترش تواناییهای فکری کمکی نمی کند.مثالی دیگر از یکی از آزمونهای آمریکا میاوریم:

کلاسی 26 دانش آموز دارد.این دانش آموزان می خواهند با اتومبیل به مسافرت بروند.در هر اتومبیل یک نفر از اولیا و چهار دانش آموزجا می شوند.چند نفر از اولیا را میتوانیم دعوت کنیم؟

جوابی که همه داده بودند 65 نفر بود جواب کامپیوتر :

                                                                          

است،ودانش آموزان می دانستند که اگر جواب باید عددی صحیح باشد،می توان بلایی سر ممیز آورد_مثلآ می توان اصلآ آن را برداشت.

نمونه ی دیگری از یکی از آزمونهای رسمی دانش آموزی در سال 1992 می آوریم:

رابطه ی کدام زوج شباهت بیشتری به رابطه ی میان زاویه و درجه دارد:

الف) زمان وساعت

ب) شیر وکوارت ((واحد اندازه گیری مایعات برابر با 44/1 لیتر))

ج) مساحت و اینچ مربع

پاسخ،مساحت و اینچ مربع است،زیرا درجه ی کوچکترین واحد اندازه گیری زاویه و اینچ مربع کوچکترین واحد اندازه گیری مساحت است،اما ساعت را می توان به دقیقه هم تقسیم کرد.

طراح این مسئله مسلمآ مطابق نظام امریکایی می اندیشیده است.می ترسم که طولی نکشد که ما هم به چنین سطح نازلی برسیم.( جو برمن،استاد ریاضی در نیویورک توضیح داده که( از نظر او که آمریکایی است) ،پاسخ درست این مسئله کاملآ روشن است.او گفت که ((اصل مطلب این است که من می توانم میزان حماقت طراح این مسئله را دقیقآ تصور کنم.))_) مایه ی شگفتی است که تعداد زیادی ریاضیدان و فیزیکدان برجسته در ایالات متحده وجود دارد.

امروزه آموزش ریاضیات ما آرام آرام از نظام اروپایی به نظام آمریکایی تبدیل می شود.مطابق معمول ،باز هم عقبیم،حدود سی سال از اروپا عقبتریم و بنابراین سی سال بعد زمان آن فرا میرسد که اوضاع را سروسامان بدهیم و از چاهی که با ظناب نظام آموزشی آمریکایی به آن رفته ایم بیرون بیاییم.

سطح آموزش ریاضی سنتی ما بسیار بالا و بر اساس آموزش مسئله های حساب بوده است.حتی تا همین بیست سال پیش هم خانواده هایی بودند که نسخه هایی از کتابهای قدیمی مربوط به مسئله های ((سود و زیان)) را داشتند.در حال حاضر، همه ی اینها از بین رفته است.در آخرین اصلاحات آموزش ریاضی،جبری سازی، دانش آموزان را به روبات تبدیل کرده است.

مساله های حساب است که ((بی محتوایی)) ریاضیاتی را که تدریس می کنیم نشان می دهند مثلآ این مسئله را در نظر بگیرید:

1.سه تا سیب داریم.یکی را برمی داریم.چند تا باقی مانده است؟

2.چند برش با اره لازم است تا تکه ای هیزم را به سه بخش تقسیم کنیم؟

3.تعداد خواهران بوریس از تعداد برادرانش بیشتر است.در خانواده ی او تعداد دختران چند تا بیشتر از تعداد پسران است؟

از منظر حساب اینها مساله های متفاوتی هستند،زیرا محتوایشان فرق می کند.همچنین،تلاش فکری لازم برای حل کردن مسئله ها هم کاملآ متفاوت است،هر چند که الگوی جبری هر یک از آنها یکی است:  2=1-3  جالب توجه ترین نکته در ریاضیات،فراگیر بودن شگفت آور الگوها و کارایی نامحدود انها در مساله های علمی است.

به قول ولادیمیر مایاکوفسکی،شاعر بزرگ روس: ((کسی که اولین بار دو بعلاوه ی دو می شود چهار را، مطرح کرده است حتی اگر با جمع کردن دو تا ته سیگار با دو تا ته سیگار دیگر به این حقیقت رسیده باشد،ریاضیدان بزرگی بوده است.هر کس پس از او به این نتیجه رسیده باشد،حتی اگر چیزهای بسیار بزرگتری،مثل لوکوموتیوها را با هم جمع کرده باشد،ریاضیدان نیست)) لوکوموتیو شماری،روش آمریکایی آموزش ریاضیات است.چنین چیزی مصیبت بار است.طرز پیشرفت فیزیک در ابتدای سال اخیر نمونه ای است که نشان می دهد ریاضیات لوکوموتیوی به مراتب از ریاضیات ته سیگاری به درد نخورتر است:ریاضیات کاربردی نتوانسته همگام با فیزیک پیشترفت کند،در حالی که ریاضیات نظری هر آنچه را که فیزیکدانان برای بسط بیشتر دانش خودشان نیاز داشته اند برایشان فراهم کرده است.ریاضیات لوکوموتیوی از روال معمول عقب می ماند: تا حساب کردن با چرتکه را آموزش بدهیم،سر و کله ی کامپیوترها پیدا می شود .باید شیوه ی فکر کردن را آموزش بدهیم،نه طرز فشار دادن دکمه ها را.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 22:54  توسط امیرعلی  | 

به این اعداد توجه کنید: اینها اعداد دور یک ماشین حساب اند:

1+2+3+6+9+8+7+4=40

12+23+36+69+98+87+74+41=440

123+236+369+698+987+874+741+412=4440

1236+2369+3698+6987+9874+8741+7412+4123=44440

12369+23698+36987+69874+98741+87412+74123+41236=444440

123698+236987+369874+698741+987412+874123+741236+412369=4444440

1236987+2369874+3698741+6987412+9874123+8741236+7412369+4123698=44444440

12369874+23698741+36987412+69874123+98741236+87412369+74123698+41236987=444444440

123698741+236987412+369874123+698741236+987412369+874123698+741236987+412369874=4444444440

و برای دیگر اعداد نیز به همین ترتیب صادق است ....

 

1+3+9+7=20

12+36+98+74=220

123+369+987+741=220

1236+3698+9874+7412=2220

12369+36987+98741+74123=22220

123698+369874+987412+741236=2222220

1236987+3698741+9874123+7412369=22222220

12369874+36987412+98741236+74123698=222222220

....

 

1+9=10

12+98=110

123+987=1110

1236+9874=11110

12369+98741=111110

123698+987412=1111110

1236987+9874123=11111110

12369874+98741236=111111110

....

البته فرم های دیگری نیز می توان نوشت مثل که کلیشه های پیچیده تری دارند:

153+359+957+751=2220

5213+5639+5897+5471=22220

یا برعکس آن:

5231+5693+5879+5417=22220

وبسیاری مدل های دیگر به شرطی که فرم کلی آن رعایت شود.

 

حالا جالب تر اینکه اگر جهت چرخش خود روی اعداد ماشین حساب را عوض کنید نیز همان رابطه ها بدست می آید.

مثال :  147+789+963+321=2220


با تشکر از مهدی داستان که بعضی کلیشه ها را پیدا کردند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 20:4  توسط امیرعلی  | 

انیشتین در 14 مارس 1897 در ساعت 11:300 صبح LMT در یک خانواده یهودی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در 100 کیلومتری اشتوتگارت بدنیا آمد. پدرش هرمان انیشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تاسیس کرد و مادرش پولین «نی» کوچ نام داشت. آنها در کنیسه اشتوتگارت-باد با یکدیگر ازدواج کردند. در زمان تولد، مادر آلبرت به خاطر اینکه سر او بسیار بزرگ بود و حالتنی عجیب داشت بسیار نگران بود. هرچند که با رشد او، کم کم بزرگی سرش کمتر به چشم می‌آمد، اما از عکس‌های او معلوم است که کله‌اش نسبت به بدنش بزرگتر بوده است؛ به این ویژگی در افرادی که سرهای بزرگی دارند «سربزرگی خوش‌خیم» گفته می‌شود که هیچ ارتباطی با بیماری یا مشکلات ادراکی ندارد.

یکی دیگر از مشهورترین جنبه‌های کودکی انیشتین این است که او خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود انیشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت می‌کرد (رجوع کنید به قسمت 4.2 این مقاله «تفکر و مباحثه»). به دلیل پیشرفت کند کلامی انیشتین، و گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود— و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند— باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل انیشتین او را کند ذهن بدانند. البته در زندگی انیشتین، این اولین و آخرین باری نبود که چنین انگ‌ها و نظرات آسیب شناسانه‌ای به او نسبت داده می‌شد. (بازهم رجوع کنید به «تفکر و مباحثه».)

اعضای خانواده آلبرت، همگی یهودیهایی لاقید بودند و از همین رو، او در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک درس می‌خواند. او با اصرار مادرش آموزش ویولون می‌دید. اگرچه او از همان ابتدای کار مشق ویولون را دوست نداشت و در نهایت نیز آنرا کنار گذاشت، اما بعدها آرامش عمیق خود را در سوناتای ویلون موتسارت بدست می‌آورد.

وقتی انیشتین پنج ساله بود، پدرش به او یک قطب‌نمای جیبی نشان داد و انیشتین پی برد که در فضای خالی چیزی بر روی سوزن تاثیر می‌گذارد؛ او بعدها این اتفاق را یکی از تحول‌آمیزترین اتفاقات زندگی‌اش توصیف کرد. او برای تفریح مدل‌ها و ماشین درست می‌کرد و از همان ابتدا توانایی ریاضیاتی بالایی از خود نشان می‌داد.

در سال 1989، دانشجویی به نام مکس تالمود (بعدها به نام تالمی)، که به مدت شش سال پنجشنبه شب‌ها به منزل خانواده انیشتین می‌آمد، [۳]، انیشتین را با مهمترین متون علمی و فلسفی آشنا کرد، که از جمله آنها می‌توان به «نقد خرد ناب» از کانت اشاره کرد. همچنین در اواخر دوران کودکی و اوایل دوران بزرگسالی، دو عموی او با توصیه و تهیه کتابهایی در زمینه علم، ریاضی و فلسفه، به رشد فکری او کمک می‌کردند.

انیشتین در دبیرستان لویتپولد ثبت نام کرد و در آنجا تحصیلات نسبتا پیشرفته‌ای داشت. در حدود سن 20 سالگی، او یادگیری ریاضی را آغاز کرد؛ در سال 1998، با مطالعه یک جزوه مدرسه‌ای، هندسه مسطحه اقلیدسی را یاد گرفت و در چهار سال پس از آن به مطالعه حساب دیفرانسیل و انتگرال پرداخت؛ انیشتین با مطالعه کتاب عناصر اقلیدس، که خودش آنرا «کتاب هندسه مقدس کوچک» لقب داده بود، به قدرت مسلم استدلال قیاسی پی برد. [۳] (اهدایی مکس تالمود). انیشتین در زمانیکه در دبیرستان بود، با مسئولان مدرسه درگیر شد و از سیستم حاکم بر مدرسه ابراز تنفر کرد، چراکه وی معتقد بود روح یادگیری و اندیشه خلاق در لابلای تلاش‌هایی که به یادسپاری نام گرفته‌اند از بین می‌رود.

در سال 1894، در پی ناموفق ماندن کسب‌وکار هرمان انیشتین در صنعت الکتروشیمی، خانواده انیشتین از مونیخ به پیوا- شهری در ایتالیا در نزدیکی میلان- مهاجرت کردند. انیشتین اولین فعالیت علمی خود را با عنوان «بررسی وضعیت اتر در زمینه‌های مربوط به مغناطیس»، در همان زمان برای یکی از عموهایش می‌نوشت. آلبرت برای تمام کردن درسهایش، در مدرسه شبانه روزی مونیخ ماند و پس از آنکه تنها یک ترم را تمام کند در بهار سال 1895 دبیرستان را رها کرده و برای پیوستن به خانواده‌اش رهسپار پریوا شد. یک سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد کردن مسئولین مدرسه به اینکه بواسطه یک گواهی پزشکی به او اجازه مرخصی بدهند مدرسه را ترک کرد اما این بدان معنا بود که انیشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه کسب نکرد. [۴] در همان سال یعنی در سن 16 سالگی، او آزمایش ذهنی را که به «آیینه آلبرت انیشتین» شهرت دارد انجام داد. اوپس از خیره شدن به آیینه، آزمایش کرد که اگر با سرعت نور حرکت کند چه اتفاقی برای تصویرش خواهد افتاد؛ نتیجه‌گیری او مبنی بر اینکه سرعت نور مستقل از بیننده اش است، بعدها به یکی از دو فرضیه نسبیت خاص تبدیل شد.

در آزمون ورودی موسسه فدرال پلی تکنیک زوریخ-که امروزه به ETH زوریخ شهرت دارد- اگرچه امتیاز آلبرت در بخش ریاضی و علوم عالی شد، اما امتیاز پایین او در بخش ادبیات مانع از قبولی وی شد؛ پس از آن خانواده‌اش او را به آرائو در سوییس فرستادند تا تحصیلاتش را در آنجا به اتمام برساند؛ پس از آن دیگر معلوم بود که آلبرت آنگونه که پدرش می‌خواست مهندس الکترونیک نخواهد شد. او در آنجا به مطالعه تئوری الکترومغناطیس که بسیار کم به آن پرداخته شده، مشغول شد و در سال 1896 دیپلم خود را دریافت کرد. در این مدت او در منزل خانواده پروفسور یاست وینتلر اقامت کرد و در آنجا به عنوان اولین تجربه عاشقانه، به ماری دختر این خانواده علاقمند شد. مایا، خواهر انیشتین که نزدیکترین همراز او بود بعدها با پسر همان خانواده یعنی پل ازدواج کرد و و دوست او نیز یعنی مایکل بسو با دختر دیگر همان خانواده یعنی آنا وصلت کرد. [۵] پس از آن انیشتین در ماه اکتبر در موسسه فدرال پلی تکنیک ثبت نام کرد و به زوریخ رفت؛ در همین حال ماری نیز برای تدریس به اولسبرگ در سوییس رفت. او در همان سال شهروندی خود در ورتمبرگ را لغو کرد.

در بهار سال 1896، میلوا ماریخ صربستانی که ابتدا در دانشگاه زوریخ در رشته پزشکی اغاز به تحصیل کرده بود، پس از یک ترم به موسسه فدرال پلی تکنیک آمد تا در آنجا به عنوان تنها زن در آن سال، در رشته‌ای که انیشتین درس می‌خواند تحصیلات خود را ادامه دهد. در طی سالهای بعد رابطه ماریخ با انیشتین به یک رابطه عاشقانه تبدیل شد، هرچند که مادر انیشتین به خاطر غیر یهودی بودن، سن بالا و نقص جسمانی ماریخ، به شدت با رابطه آنها مخالف بود. [۶]

تصویر:Einstein 1911 Solvay.jpg

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 20:2  توسط امیرعلی  | 

فكر مي‌كنم با اوضاع و احوال كنوني كه هر محاسبه‌‌اي از هر قسم و هر نوع با زدن يك دكمه توسط نرم‌افزارهاي متنوع انجام مي‌شود صحبت از اين‌كه خواندن رياضيات از ملزومات زندگي روزمره است كمي ساده‌انگارانه باشد‌‌. ديگر آن زمان كه لازم بود بسياري چيزها ياد بگيريم تا بتوانيم منحني يك تابع را رسم كنيم گذشته است‌‌. امروزه اين كار حتي از عهده‌‌‌‌ي ساده‌ترين ماشين‌حساب‌ها نيز بر‌مي‌‌آيد‌‌. ديگر آن روز‌‌ها كه به بچه‌ها مي‌گفتيم كه حتي اگر وارد كار تجارت نيز بشويد باز براي رسيدگي به حساب و كتاب‌هايتان بايد رياضيات بدانيد سپري شده است. تمام اين كارها توسط نرم‌افزارهايي كه به‌سادگي در دسترس همگان است انجام مي‌شود.

پس‌‌، راستي چرا رياضيات مي‌خوانيم؟ به نظر من اين سؤال وقتي قابل بحث و بررسي است كه نگاهي كمي كلي‌‌تر به برنامه‌ي آموزش عمومي داشته باشيم‌‌. از رياضيات كه بگذريم راستي، اصلاً چرا فيزيك يا شيمي يا ادبيات . . . مي‌خوانيم؟ هدف آموزش عمومي چيست؟ شما در اين مورد چه فكر مي‌كنيد؟

آن‌چه مي‌‌‌بينيد نظر من است‌‌. شما هم اگر نظري داريد منتظريم:

هدف اساسي و اصلي آموزش عمومي (اگر‌چه در كشور ما گم شده است) آموختن شيوه‌ي تفكر و استدلال به دانش‌آموزان است. اگر به اين هدف توجه كنيم بقيه‌ي كارها بسيار ساده است‌‌. فكر مي‌‌كنم موافقيد كه نمي‌توانيم بچه‌ها را سر كلاس بنشانيم و بگوييم‌‌: «‌خُب‌‌، قرار است كه فكر كنيم و فكر كردن را ياد بگيريم‌‌‌‌» فكر كردن نياز به ابزار و بهانه دارد‌. حال گستره‌ي اين ابزارها و بهانه‌‌ها مي‌تواند بسيار وسيع باشد. ممكن است فكر كنيم كه حالا كه قرار است فكر كردن را تجربه كنيم و استدلال و تحليل‌كردن را ياد بگيريم‌‌، بهترين ابزار چيزي مثل فلسفه يا منطق است. اما خُب‌‌، دقت كنيد كه اصلاً نمي‌شود با يك ‌كودك يا نوجوان در مورد فلسفه و چيزهايي مثل وحدت وجود يا كثرت وجود يا پديدار‌شناسي و هرمنوتيك و . . . حرف زد. رياضيات، فيزيك‌، شيمي‌، ادبيات و . . . همگي ابزارهايي هستند كه اين بهانه‌‌ها را فراهم مي‌كنند و در عين حال زمينه‌ساز پديدآمدن يك ذهن آماده براي ورود به رشته‌هاي مختلف دانشگاهي هستند‌‌. شايد اين چيزها را (‌باز هم مثل خيلي چيزهاي ديگر) فرنگي‌ها بسيار بهتر و كامل‌تر از ما فهميده‌اند. چندي پيش يك كتاب پيش‌نياز جبر را كه براي دوره كالج نوشته شده بود بررسي مي‌‌كردم. آن‌چه ديدم خيلي ساده بود: مطالب آن كتاب در سطح سال سوم راهنمايي و حداكثر اول دبيرستان كشور ماست.

 

راستش را بخواهيد بچه‌هاي ما در دوره‌ي دبيرستان (‌‌سه سال آموزش متوسطه و يك سال پيش‌دانشگاهي‌‌) تقريباً تا سطح درس‌هاي سال دوم دوره‌ي دانشگاه‌هاي كشور‌هاي خارج را مي‌خوانند‌‌. اما در كمال تعجب ما در هيچ‌كدام از رشته‌هاي علوم محض (‌رياضي‌‌، فيزيك‌‌‌‌، شيمي‌‌ و . . .‌‌‌) نظريه‌‌‌پرداز و محقق نداريم‌. ما فكر مي‌‌كنيم هر چه‌قدر بيش‌تر بخوانيم و هرچه بتوانيم مسائل بيش‌تري حل كنيم حتماً موفق‌تريم. چندي پيش يكي از كساني كه مي‌شناختم با تعجب تعريف مي‌كرد كه فلان استاد دانشگاه شريف بلد نبود يك انتگرال ساده را محاسبه كند و وقتي اين را تعريف مي‌كرد بسيار حيرت‌‌زده بود كه چه‌طور چنين چيزي ممكن است. آن‌چه او توجه نكرده بود اين بود كه محاسبه‌‌ي يك انتگرال چندان مهم نيست. آن‌چه لازم است قوه‌‌ي تحليل و تفكر است‌‌. متأسفانه با نظام فعلي آموزش و پرورش و بدتر از آن با شيوه‌ي كنوني پذيرش دانشجو (‌كنكور سراسري و دانشگاه آزاد‌‌)‌‌، تقريباً پرونده هرچه تفكر و تعقل و تحليل بسته است و تنها نكته‌‌ي مهم براي دانش‌آموزان و معلمان كسب درصد‌‌هاي بيش‌‌تر در اين مسابقه است.

خُب‌‌‌، شايد با اين حرف‌‌ها برسيم به يك نقطه‌‌ي كور‌‌، آموزش دانش‌‌آموزان كه به عهده‌‌ي وزرات آموزش و پرورش است و پذيرش آن‌ها هم با سازمان سنجش‌‌، پس براي ما چه مي‌ماند‌‌. باز هم همان بحث جهان سومي بودن و . . . اما قضيه‌‌‌، ساده‌تر از اين حرف‌ها است‌‌. شايد شما با دانش‌‌‌‌آموزي سر و كار داريد كه در حال درس خواندن است‌‌، بچه‌هاي خودتان‌، برادرتان‌‌، خواهرتان‌‌، برادرزاده‌، خواهرزاده‌، همسايه و يا . . . خُب‌‌، حالا چه‌كار مي‌توانيد بكنيد‌‌؟ بگذاريد يك سؤال ساده بپرسيم.

دانش‌‌آموزي كه در دبستان درس مي‌خواند و به او گفته‌اند كه محيط دايره برابر ) يعني قطر ضرب‌ در عدد پي(  است‌‌. اگر او از شما بپرسد چرا قطر ضرب‌در عدد پي‌‌؟ چه جوابي مي‌دهيد‌‌؟

آيا مي‌گوييد‌: «‌خُب‌‌، رياضي‌دان‌ها قبلاً بررسي كرده‌اند كه محيط دايره تقريباً برابر حاصل‌ضرب عدد پي در قطر آن است‌‌» اگر اين جواب را بدهيد و من آن دانش‌آموز باشم نتيجه مي‌‌گيرم كه شما داريد حاشيه مي‌‌‌رويد و خودتان هم جواب را نمي‌‌دانيد‌‌‌. چه راهي براي توضيح اين مطلب سراغ داريد‌؟ مثالي كه زدم چندان اهميت ندارد (‌راستي جوابش را مي‌دانيد‌‌؟‌‌!‌‌) مهم آن است كه در ذهن يك دانش‌آموز هميشه يك «‌چرا‌؟‌‌» زنگ بزند‌‌. هر‌چه كه مي‌خواند يا مي‌شنود فوري فكر كند «‌چرا‌؟‌‌» (‌اگر‌‌چه باز هم در كشور ما خيلي از اين چراها جواب ندارد‌‌!‌‌‌‌) هدف از خواندن رياضيات همين است‌‌‌‌. يعني هدف اصل‌اش همين است و بقيه‌‌ي چيزها يعني مهارت در محاسبات و يادگرفتن حد و مشتق و انتگرال و از اين جور چيزها همه فرعي‌اند‌‌. باور نمي‌كنيد يك نفر را كه رياضيات را اين‌‌جوري ياد گرفته باشد بياوريد تا من هر‌چه را كه مي‌خواهيد يادش بدهم‌‌. (خيلي حرف بزرگي بود، نه؟!)

اگر با خواندن اين سطرها كمي احساس افسوس و حسرت داريد كه اي واي پس چرا ما اين‌‌طوري نبوديم و نخوانديم و يا چرا با ما اين‌‌‌جوري رفتار نكردند، اصلاً اشكالي ندارد چون يكي آن‌‌كه از الآن به بعد هم دير نشده است‌‌، لازم نيست رياضيات بخوانيد فقط كمي بيش‌‌‌تر بگرديد و كنجكاو باشيد و فكر كنيد‌‌، كمي هم بيش‌‌تر بپرسيد چرا‌‌؟ و دوم و مهم‌تر از اولي آن‌كه به كودكان و نوجوانان دور و برتان توجه كنيد‌‌، هر‌‌‌‌چه مي‌توانيد بكنيد تا در آن‌‌ها يك روحيه‌ي پرسش‌گر ايجاد كنيد.

دو تا سؤال ساده‌ي ديگر هم مي‌كنم و بعد خداحافظ‌‌:

سؤال اول: اگر از شما بپرسند جمع و ضرب چه ربطي به هم دارند چه مي‌‌گوييد‌‌؟ تفريق و تقسيم چه‌طور‌‌؟

سؤال دوم: فرض كنيم رابطه‌‌ي محاسبه‌‌ي محيط دايره را بلديم:  ، خُب حالا مي‌خواهيم با كمك اين رابطه و فكر كردن رابطه‌‌‌‌‌‌‌‌ي محاسبه‌ي مساحت دايره را پيدا كنيم‌‌. آيا مي‌‌توانيد اين كار را انجام دهيد؟ (اين كار را ارشميدس بيست و پنج سال قبل از ميلاد انجام داده بود، آن هم با دست خالي، اما ...)

فقط در کار نیک موفق باشید

 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 20:0  توسط امیرعلی  | 

به ايزد دانا «طرح درس روزانه»                                               صفحه 1

طرح درس روزانه

شماره:

ماده درسي: ریاضی

موضوع درس: معادله خط(1)

مقطع تحصيلي:                            راهنمایی

پايه تحصيلي:سوم

مدت جلسه: 70 دقيقه

تاريخ اجرا:

تهيه كننده   

اهداف كلي

شناخت معادله خط و رسم خطی که معادله ی آن داده شده است.

 

هدف هاي جزئي

1-     دانش آموزان با مشخص بودن نقاط معادله ی خط را حدس بزنند.

2-     دانش آموزان معنای معادله ی خط را درک نمایند.(رابطه ی بین x و y هر نقطه ی خط)

 

 

 

هدف هاي رفتاري

دانش آموزان در پايان و ضمن تدريس:

1-     قادر به رسم خطی که معادله ی آن داده شده، باشند.(شناختي - کاربرد)

2-     اگر معادله ی خط موجود باشد بدون رسم خط تشخیص دهد نقطه ای که مختصات آن داده شده روی خط قرار دارد یا خیر؟( شناختي- درك و فهم)

3-     در حل مسائل، مفهوم معادله را به کار برد. (شناختي - كاربرد)

4-     تفاوت قائل شدن بين معادله خط هاي گوناگون ( يعني با مشاهده معادله خط تشخيص دهد كه آيا خط از مبدا مي گذرد يا خير .)

روش هاي تدريس

روش فعاليت محور(همياري) - روش توضيحي پرسش و پاسخ روش مشاركتي

رسانه هاي آموزشي

  -  كتاب درسي صفحه ی مختصات شطرنجی، ماژیک وایت برد-

  -  كامپيوتر( CD) -  استفاده از نرم افزار PowerPoint

قبل از شروع درس

  (7 دقيقه)

  - سلام و احوالپرسي - حضور و غياب - 

  -  دقت در وضع جسماني و روحي دانش آموزان و بررسي تكاليف

تعيين رفتار ورودي

  -   دانش آموزان باید بتوانند مکان نقطه ی داده شده را روی صفحه تعیین کنند.

  -  دانش آموزان باید بتوانند مقدار عددی یک عبارت جبری را حساب کنند.

 

 

 

ارزشيابي تشخيصي

       (15 دقيقه)

 

 1- محور طول ها ومحور عرضها را مشخص كنيد .

 

2  - نقطه ی  و ..... را روی دستگاه مختصات خود مشخص کنید.

 

3  - نقطه ی B که روی صفحه می بینید چه مختصاتی دارد؟

 

4 - مقدار عددی عبارت    را به ازای   و  و  و یک x دلخواه دیگر حساب کنید.

 

 

 

 

 

 

                                                                                                         

                                                                                                                                   صفحه 2

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 19:58  توسط امیرعلی  |